جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امرالله

جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امرالله -
پیام نوروز

دست گرامی سبب خدا، پل هندرسون عزیز،
لطفاً سلام‌های گرم نوروزی مرا به همه بهائیان برسانید. برایشان آرزوی ایمنی در برابر رویداد فاجعه‌باری که تاکنون رخ داده و به دلیل نافرمانی از رهنمودهای بهاءالله و هشدارهای ایشان روز به روز شدت خواهد یافت، دارم.
بهاءالله هشدار داده‌اند:
ما برای شما، ای مردم، زمانی معین تعیین کرده‌ایم. اگر در ساعت مقرر به سوی خدا بازنگردید، او، به راستی، شما را به شدت در بر خواهد گرفت و بلاهایی سخت از هر سو بر شما فرو خواهد فرستاد. چه شدید است عذابی که پروردگارتان آنگاه شما را با آن کیفر خواهد داد!

(گلچینی از آثار بهاءالله، ص ۲۱۴)

با بهترین آرزوها و درودهای محبت‌آمیز،

نصرت‌الله بهرمند

نامه سرگشاده به بیت العدل جهانی

   آزار و شکنجه بهائیان ایران در بالاترین سطح تشکیلات بهائی
اعضای محترم بیت العدل جهانی،
 عالی جنابان پل لمپل، پیمان مهاجر، شهریار رضوی، استفان بیرکلند، استیون هال، ایمن روحانی، چونگو مالیتونگا، خوان فرانسیسکو مورا، و پراوین مالک؛
نوشتن این نامه برای آن اعضای محترم ناراحتم می کند. اعضایی که تصور می شود مجموعا" خطا ناپذیر هستند.
برای مدتی نسبتا" طولانی ، برخی از تصمیمات آن مرجع محترم، به عنوان یک برنامه هدفمند در نظر گرفته شد - پاک کردن نژادپرستانه و تعصب آلود بسیار بی صدای تشکیلات بهائی ازحضور بهائیان ایران. این موج تمام جوامع بهائی را در بر گرفته است. بهائیان ایرانی درهر سرزمینی که درآن پیشگام و مهاجر بوده اند مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و به طرز شگفت انگیزی بیت العدل جهانی تماشاگر این آزار و اذیت است. ممکن است ادعا کرد که این مراحل با تعصب دیده می شود؛ اما وقتی توالی اقدامات مشابه مشاهده می شود ، تردید کاهش می یابد. بگذارید یک به یک این مواردی را ببینیم تا نتیجه بگیریم که این یک اتفاق و تصادف است یا غیر آن:
1- اخیراً یک بهائی برجسته ، امید سیوشانسیان ، ایرانی الاصل که در قطر متولد شده ، در لیست سیاه مقامات دولتی در این کشور قطر قرار گرفت واتهامات کیفری و امنیت ملی علیه وی ثبت شد. اکنون امید در سیستم قضایی قطر با مجازات های شدیدی روبرو شده و از ورود او به قطر جلوگیری خواهد شد.
گرچه بنی دوگال، نماینده اصلی جامعه بین المللی بهایی در سازمان ملل ، گفت که "جامعه بین المللی بهائی از این که دولت قطر تصمیم گرفته است اعضای جامعه ای را که به طور مسالمت آمیز در آن کشور زندگی کرده اند و در پیشرفت کشور مشارکت داشته اند،ناخرسند است "؛ ولی سکوت بیت العدل جهانی نگرانی هایی را ایجاد کرده است. بسیاری از بهائیان برجسته عقیده دارند که بیت العدل جهانی در پشت اخراج امید است. زیرا آنها در روند پاکسازی بهائیان ایرانی مصمم هستند و امید یکی ازبهائیان رتبه برتر ایرانی در تشکیلات اداری بهائی است، که چشم به انتخاب در بیت العدل جهانی دارد.او در کشورهایی مانند هند هواخواه زیادی دارد.
2- یکی دیگر از بهائیان عالی رتبه ایرانی ، مشاور قاره ای جناب دکتر جبار ایدلخانی ،است که سالها در بنگلادش خدمت کرده ،و اخیرا" از سمت خود برکنار گردید و از یک بهائی هندی ناشناخته خواسته شد که جای او را بگیرد. آیا این بخشی از یک استراتژی بود؟  
3- خانم زینا سورابجی ، بانوی ایرانی الاصل ، مشاورقاره ای محترم سابق و عضو فعال و محبوب محفل ملی بهائیان هند ، پس از انتخاب ایشان در محفل ملی بهائیان، از وی خواسته شد استعفا دهد / از محفل ملی بهائیان بازنشسته شود. آیا سرنوشت تلخ بهائیان ایرانی رو به تکمیل است؟
4- بهاره مقدم که یکی از بهائیان برجسته ایرانی - طرفدار حقوق زنان - ساکن ایالات متحده آمریکا است، از سوی بهائیان مسن و قشری متهم شده که با کاشت بذر اختلاف ، قصد فریب و گمراهی بهائیان ایرانی تبار را دارد. بیت العدل جهانی نیزفقط بی صدا تماشا می کرد!
5- آقای علی نخجوانی به دلیل سوءتفاهم و برداشت نادرستی که ازاظهاراتش شد مورد حمله و شکار واقع شد. در نتیجه بهاییان ناآگاه جرأت کردند او را مواخذه و از او بپرسند که چرا چنین اظهاراتی را ارائه کرده است. بیت العدل جهانی می توانست در این شرایط از او دفاع کند ولی ترجیح داد سکوت کند.
6- موضوع محقق بهایی آهنگ ربانی هنوز فراموش نشده است. وی پس از 15 سال کار در مرکز جهانی ، دل شکسته و مغموم آنجا را ترک کرد. متاسفانه بیت العدل جهانی هم کمکی به بهبود شرایط و تسکین آلام او نداشت.
7- جنابان جمشید فوزدار و فیروز آنارکی ،دو ایرانی خدوم آستان جمال مبارک ، در آستانه اعلام پیمان شکن و ناقض عهد و میثاق شدن بودند ، اما برخی استدلال های بهتردر بیت العدل جهانی پیروز شد و آنها از انجام چنین تصمیم شدیدی منصرف شدند. هر دو این جنابان هنوز از آن ایام خاطرات تلخی دارند و دیگر راضی به خدمت در تشکیلات امری نیستند.
8- مرحوم آقای حسن صبری و ایزابلا صبری بهائیان ایرانی را مسخره می کردند و آنها را خر می نامیدند و می گفتند  بهاییان ایرانی دیگر بهائیان را گمراه می کنند. چند مورد دیگر از این موارد تحقیروسرزنش وجود دارد. متاسفانه بیت العدل جهانی به راحتی این موارد را نادیده می گیرد.آنها می گویند مدرسه پنج گنی مرکز انحراف است.
9- تعداد بهائیان ایرانی دارای سمت وعنوان مشاور قاره ای به شدت کاهش یافته، و ماجرا برای بهائیان ایرانی عضو هیئت معاونین هم متفاوت نیست. از آنها خواسته شد كه محل مهاجرت خود را ترك كنند (جايي كه آنها مستقر شده بودند ، احترامي پيدا كردند و خود را در تعليم و تربيت امر بهائی شریک می دانستند.) و در برخي مناطق ديگر جهان مستقر شوند. این چیزی نیست جز تحقیر و آزار و اذیت آنان، وبیت العدل جهانی ترجیح داد تا به این موضوع بی توجه باشد و به طرف دیگری نگاه کند.
10- وقتی یک مشاورقاره ای غیرایرانی از سمت خود بازنشسته می شود ، بلافاصله پست دیگری در کشور خودش به او پیشنهاد می شود. اما اگر مشاور ایرانی باشد و آن هم از مهاجران ، هرگز این فرصت خدمت به وی داده نمی شود واز تجربیات وی برای کمک به امر بهائی استفاده نشده است. این اتفاقات جلوی چشمان مسئولان بیت العدل جهانی روی میدهد و ایشان عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
11- بهائی صادق و درستکار ایرانی به نام جناب آقای ا. فرودی، که از املاک بهائی و هتل ملی پونا (متعلق به جامعه بهائی در هند) مراقبت می کرد؛ توسط یکی از اعضای بیت العدل جهانی تهدید شد که باید با بیت العدل جهانی همسو باشد و در غیر این صورت عواقب سختی را متحمل شود.ایشان پس از مدت کوتاهی از سمت خود برکنار و اخراج گردید.
12- جناب دکتر احمد انصاری، از یاران صادق و پیشکسوتان ایرانی و بهائی مهاجرو فداکار، پس از انتخاب به عنوان نماینده کانونشن ملی ، از ایشانخواسته شد استعفا دهد. زیرا بیم آن می رفت که وی قطعا به عضویت محفل روحانی ملی بهائیان هندوستان در آید،که ظاهرا برای برخی مطلوب نمی باشد.
13- پیام شوقی ، فردی ایرانی، با توانایی واستعداد های بالا و ویژه ،که بعنوان مشاور قاره ای مدتی در خدمت امرالله بود. اما بنابرملاحظاتی توسط بیت العدل جهانی از مسئولیت خود برکنار، و از او خواسته شد که از همه سمت های اداری خود استعفا دهد ، فقط به این دلیل که "به جرم جعل اسناد" متهم شد؟ اتهامی که هرگز ثابت نشد.
14- شهریار نور یزدان - او شناخت وتجربه گسترده ای در مورد امر دارد. سالها مهاجر و خادم امر درمیان جامعه احبای بمبئی بوده است. هیچ کس در ساخت معبد لوتوس و اهدای مقدار زیادی از پس انداز خود،به اندازه ایشان فداکار نبود و نقش مهم نداشت. قرار نداد.
ولی در سنوات اخیرهمه پیشنهادات وی توسط بیت العدل جهانی نادیده گرفته شده  و وی مورد تمسخر  جامعه بهائی قرار گرفت.
15-  فریده واحدی - او با بهترین توانایی در خدمت امرالله بود و اداره دفترامور خارجه را بسیار موفق وکارآمد انجام داد. اما فقط برخی از اعضای محفل روحانی ملی بهائیان هند موفقیت او را دوست ندارند.
از او خواست که از سمت خود استعفا دهد . آنگاه، فقط برای دلجویی از هندوها، به  لذا محفل ملی هند
به جای او رام سواک یداو گیج وگنگ را آوردند، که تنها هنرش،هندو بودن او است!
16- برهان الدین افشین و پسرش نعیم اکنون زندگی منزوی و تنهایی دارند. افشین تمام سال های طلایی عمرخود را وقف تبلیغ امر در هند کرد.
امروز که وی بیمار است و ممکن است به کمک مالی نیاز داشته باشد ، بیت العدل جهانی منابع خود را برای افراد بی تجربه و بی ارزشی مانند پراوین مالک و راجان ساونت و... و غیره هدر می دهد. گویا با همه سربازان فداکار بهاءالله باید مانند موجودات بی ارزش رفتارشود.
 
17- آکادمی بهائی در پنج گنی تحت فشار قرار گرفت ، زیرا مدیر آن جناب لسان آزادی، یک ایرانی و یک فرزند شهید امرالله بود. متاسفانه تصمیم بیت العدل جهانی زندگی او و خانواده اش را دچارمشکلات و بدبختی کرد. وی ازعضویت در هیئت معاونت اخراج شد.
چنین نمونه هایی نتیجه گیری تلخی را برای ما ایجاد می کند. گویا کسانی که زمینه ایرانی (مهد امرالله) دارند باید غربال شوند. گویی بیت العدل جهانی بهائیان ایرانی را مسئول تشکیل بسیاری از انشعابات  می داند.
ظاهرا" این تفکر در جامعه امرحاکم است که بهائیان ایرانی نژاد در گروه ها کار می کنند و حاشیه و گوشه ای امن و نرم برای ولی امرچهارم ایرانی، نصرت الله بهره مند، از گروه ارتدوکس بهائی دارند که پیام های خود را از استرالیا می فرستد و هوادارانش را فرا می خواند.
اکنون سال ها است که چنین سو ظنی حاکم است و بیت العدل جهانی تاکنون هیچ اقدامی در جهت رد این ایده انجام نداده است.
در حالی که همه این اتفاقات برعلیه بهائیان پارسی می افتد ، در مقابل نفوذ بهائیان با پیشینه یهودی در حال افزایش است. این که آیا این مسئله با همدستی دولت اسرائیل اتفاق می افتد ، سوالی است که به ذهن ها خطور می کند.
اعضای محترم و احبای گرامی به بی عدالتی ای که در عملکرد جامعه امررخنه کرده است نگاه می کنند. ولی جای خوشوقتی است که تاریخ بیت العدل جهانی را ،که عامل سقوط اخلاقی و جمعیتی امر محبوب ما است، فراموش نمی کند.
 
 

AN OPEN LETTER TO UNIVERSAL HOUSE OF JUSTICE



Persecution of Persian Baha’is at the Highest Seat of Baha’i Administration

Dear Esteemed Members of Universal House of Justice

Paul Lample

Payman Mohajer

Shahriar Razavi

Stephen Birkland

Stephen Hall

Ayman Rouhani

Chuungu Malitonga

Juan Francisco Mora

Praveen Mallik

It saddens me to write this letter to the esteemed members. Members, who collectively are supposed to be infallible in their decisions. For quite some time, some of the decisions of the members are being viewed as being with a targeted agenda –cleansing the Bahai Administration of Persian Baha’is’ very silent callous Racism and fanatism is engulfing the whole of Bahai Community. The Persian Bahais are being persecuted in which ever land they pioneered and surprisingly the Universal House of Justice is mock spectator to this persecution.

One could argue that these steps are seen with prejudice. However, when sequence of similar actions is witnessed the benefit of doubt reduces.

Let us one by one see such incidences to conclude whether it is co-incidence or otherwise:

1.      Recently a prominent Heterodox Baha’i, Omid Seioshansian, who was born in Qatar, was blacklisted in Qatar. Government authorities in the country have levelled criminal and national security charges against him. Mr. Omid now will face severe penalties in Qatar’s judicial system. And will be denied entry.

Although Bani Duggal, the BIC’s Principal Representative to the United Nations, said that “the Baha’i International Community is saddened that the State of Qatar has chosen to expel members of a community that has peacefully coexisted in and contributed to the progress of the country”, the silence of UHJ has raised concerns. Many prominent Bahais are of the opinion that UHJ is behind the expelling of Omid as they are in cleansing process of Persian Bahais and Omid a high ranking Persian Bahai in Bahai Administration, who has an eye on selection to UHJ. He has a lot of cloud in countries like India.

2.      Another high ranking Persian Bahai, a counsellor, Dr. Jabbar Eidelkhani who had served for many years in Bangladesh was also removed from his post and a very insignificant Indian Bahai was asked to step in his shoes. Was this part of a strategy? 

3.      Another Persian background lady, a former counsellor and member of NSA of India, Mrs Zeena Sorabjee, was asked to resign/retire from NSA after being elected on NSA. Fate accompli? 

4.      A prominent Bahai of the USA, Mr. Bahareh Moghaddam has been accused of trying to deceive and misguide the Bahais of Iranian descent by sowing seeds of discord. UHJ just watched silently. 

5.      Mr. Ali Nakhjawani was hunted for his misunderstood statement resulting into ignorant Bahais daring to ask him that why he gave such statement. UHJ could have defended in this situation.

6.The case of Bahai Scholar Ahang Rabbani has not been forgotten. After working for 15 years at the World Centre, he was heartbroken. UHJ had no comfort to offer.

7.  Jamshed Fozdar and Firoz Anaki were on the brink of being declared Covenant Breakers but some better reasoning prevailed on UHJ and they stopped from doing such an atrocious act. Both these gentlemen have bitterness still.

8.      The Late Mr. Hasan Sabri along with Isabella Sabri made fun of Persian Bahais and used to call them KHAR (donkey) and used to say that Persian Bahais are misguiding other Bahais. There are several other such incidences of rebuke. UHJ conveniently ignores these. They use to say Panchami is the centre of deviation. 

9.      The number of Persian Bahais as counsellors have come down drastically and the story is not different for the ABMs. They were asked to leave their place of pioneer (where they had established themselves, gained respect and involved themselves in Teaching of the Faith) and settle in some other parts of the world. This is nothing but humiliation and harassment. UHJ choses to look the other way.

10.   When a non-Persian Counsellor retires from his post, he is immediately offered another post in his own country. But if the counsellor is Persian, and that too a pioneer, never this opportunity of service had been offered to him or his experience used for promotion of the Faith. This happens under watchful eyes of the UHJ. 

11.  A sincere Persian Bahai Mr. A.S. Furudi who took care of the Bahai property the National Hotel at Pune in India was threatened by one of the members of UHJ that he should come in line with UHJ or face severe consequences. 

12.  A Persian pioneer a devoted  Bahai Dr. Ahmed Ansari was asked to resign after he was elected as a delegate for National convention. It was feared that he was a sure member of NSA

13.   Payam Shoghi - A person of capacity, he served the faith as a counsellor but he was sacked by the UHJ and was asked to resign from all his administrative positions, just because he was "accused" for forging Documents? Which was never proved. 

14.  Shahryar Nooreyazdan - He has such a wide experience about the faith. Has given years as a pioneer to Mumbai Community. A person instrumental in building the Lotus Temple and donating huge amounts of his savings was never given any hearing by UHJ. All his suggestions are ignored and was made centre of mockery.

15.  Farida Vahedi - She served the Faith with best of her capacity running the External affair department very efficiently but just some Indian NSA members did not like her success was asked to resign from the NSA of India. In her place a dumb Ram Sevak Yadav was brought to NSA just to appease the Hindu nationalist Government . 

16.   Afshin and his son Naim now live a life of loneliness. Afshin gave all of his golden years for the propagation of faith in India. Today when he is ill and may be in need of financial assistance, the UHJ is wasting sources on inexperienced, and worthless people like Praveen Mallick, Rajan Sawant etc. All the "soldiers of Baha'u'llah" are being treated like worthless entity.

17.  The Bahai Academy in Panchgani was subjected to pressure because its Director Mr. Leson Azadi was a Persian and son of a Martyr. UHJ made his life and of his family miserable. He was sacked as Auxillary Board Member.

Such examples leave us with a bitter conclusion that those having Persian (Cradle of Faith) background need to sieved.  It is as though the UHJ sees the Persian Bahais being responsible for the formation of so many sects. A thought is prevailing in the Faith that Persian Baha’is are working in groups and are having soft corner for the Persian fourth Guardian Nosrat'u'llah Bahremand of the Orthodox Baha’i Faith, who is calling his shots from Australia. Such a suspicion has been prevailing for many years now. UHJ has so far not taken any steps to reject this idea.

While all this is happening, the clout of Bahais with Jewish background is increasing. Whether it is happening with connivance of Jewish state, is a question that then comes to mind.